از
سال 1379 بدين سو، نويسندهاي به نام ناصر پورپيرار، باانتشارمجموعه كتابهايي با نام كلي
«تأملي در بنيان تاريخ ايران» و از سال 1382با راهاندازي وبلاگي بر روي شبكهي اينترنت، گفتمان كمابيش جديد و بيسابقهايرا طرح وترويج نمود كه هدف و نتيجهي
آن، تحريف و تخريب تاريخ و تمدن ايران،تحسين و تجليلقوم عرب، و رويارو ساختن مليت و مذهب بودهاست. وي با بهرهگيري از ادبيات ولحني يكسره پرخاشگرانه،موهن و خودپرستانه، و با كاربرد داستانپردازي،اوهامبافي و دروغسازي،در نگارش آثار خود، به انكار
كامل فرهنگ و تمدن پربارايران باستان و تهيانگاشتن آن از هر گونه دستآورد و افتخاري، و تخريب چهرهيشخصيتهاي تاريخي و علميايران پرداخته و باور جهاني
موجود دربارهي پيشينههاي غنيفرهنگي و تمدني ايران راتوهمي القا شده از سوي يهوديان و حاصل توطئههاي سازمانيافته و ديرينهي صاحبانكليسا و كنيسه قلمداد كرده
است. كتاب حاضر، با اتكا بهاصول و شيوههاي علمي،به سادگي و وضوح نشان داده است نظرياتي كه ناصر پورپيراردربارهي تاريخ و تمدن وفرهنگ ايران پراكنده ساخته،
در حدي وصفناپذير وشگفتانگيز، نامستدل ونامستند، متناقض، بيبنيان و خودساخته، آكنده از تخيلات وتوهمات شخصي، و مبتني برانديشهها و پيشفرضهاي قومپرستانه
است.
نفرین به دشمنان وطن
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 2:45 توسط سورنا
|
امروز،
مورخه بيست و نهم بهمن ماه، جمعي از فعالين ملي و دانشجويان ميهن پرست با حضور در
مقبره الشعرا در شهر تبريز، جشن اسفندگان را برگزار كردند.
حوالي
ساعت سه بعد از ظهر بنا به پيشنهاد و فراخوان بنياد ملي- فرهنگي " ايران ما "
و با هموندي دانشجويان مستقل ملي، گردهمايي در جهت بزرگداشت اسپند روز، جشن
اسفندگان، روز ملي زن بر فراز آرامگاه شاعر پرآوازه آذرآبادگان، شهريار برگزار شد.
در اين
روز قريب به دويست تن از فعالين دانشجويي ايران مدار و فرهنگ دوست گرد هم آمدند و
يك دل و يك رنگ اسپندگان را گرامي داشتند. مراسم با خواندن متني پيرامون اين روز
آغاز شد. در ادامه با توضيع شعر سرود " اي ايران " و " يار دبستاني
من " حاضرين به طور گروهي و با نظمي بي مانند هر دو سرود را به صورت متوالي در
محوطه پارك مقبره الشعرا اجرا كردند. سپس دسته گلي را كه بنياد به نمايندگي از شركت
كنندگان تهيه كرده بود، با اجراي تشريفاتي خاص بر سر مزار شهريار قرار داد. نهايتا
يكي از دوستان اشعاري از شهريار را به هر دو زبان فارسي و تركي آذربايجاني در وصف
عشق و هويت ايران براي همگان خواند.
در اين
مراسم با شيريني و شكلات از حضار پذيرايي شد. حضور پررنگ دانشجويان دانشگاه هنر و
معماري تبريز موجبات هر چه بهتر و پرشورتر برگزار شدن اين جشن را فراهم آورد.
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 1:29 توسط سورنا
|
- سالنامه ایرانی: که در آن مناسبتهای ایرانی و فرهنگ پارسی آمده و ما را با سنتها و آیینهای اصیل مان آشناتر و نزدیک تر میسازد.
- لحظه تحویل سال ۱۳۸۸ : ساعت ۱۵ و ۳ دقیقه و ۵۸ ثانیه به وقت تهران ،
آدینه روز سی ام اسفند ۱۳۸۷ ، بر مبنای طول سال اعتدالی گاهشماری ایرانی
این تقویم که کاری از استاد رضا مرادی غیاث ابادی است با 250کیلو بایت بسیار کم حجم است.
انانی که به ایران و فرهنگش،جشن ها و اداب و رسومش اهمیت می دهند می
توانند با کلیک بر روی نوشته زیر این تقویم را دانلود کنند.وقتی ان را
دانلود کردید چون فایلش پی دی اف است با برنامه اکروبات ریدر ان را باز
کنید.
در همین چند روز اول از دهه عاشورا به یک سری مداحی های جالبی برخوردم که فکر
کنم شما
دوستان هم به دلیل ازیاد این موارد کم و بیش با این موضوع بر خورد کرده باشید.
این روزا بازار مداحی داغ داغه.
از مداحای بزرگ بگیرین تا اون کوچیکاش بیشتریاشون شعر مداحیاشون دزدیه (البته
به دلیل اینکه نمیخوام به کسی توهین بشه اسم نمیارم) و اکثر آهنگهای غیر مجاز (به
قول خودشون) و زیر زمینی رو گوش میدن و ریتم و سبک خوندن و بعضی وقتا حتی شعراشونو
میدزدن و دستکاریش میکنن وبه همون سبک به اسم خودشون میخوننش.
از قدیم گفتن شاعر که به تنگ آید واژه به ........... آید.
این روزا ،من که زیاد مداحی گوش
نمیکنم ، شخصاً به بیش از 10 مورد آهنگ برخوردم که کپی شده اهنگهای داغ بازار
موزیکه.
خواستم مداحی ها و آهنگها رو آپلود کنم ولی با این سرعت مزخرف اینترنت ایران
نشد و نخواهد شد.
ولی اسم خواننده هایی رو که ازشون تقلید کردن رو میارم از جمله:
شادمهر
جواد یساری
علی اصحابی
سعید آسایش
مجید خراطها
یه آهنگ اسرائیلی (اسم خوانندشو
نمیدونم)
و حتی یاس (مداحی به سبک رپ)
و...
من که اطلاعی ندارم ولی شاید یه طرح جدید باشه تا ما جوونا رو به اجبار به
سمت مداحی بکشونند وبیشتر مداحی گوش کنیم، با این اوضاع بعید نیست و فکر کنم
چند روز دیگه آهنگهای اندی و شهره و ... هم تبدیل به مداحی بشه.
فقط فکرشو بکنیدبه جای جمله خوشکلا
باید برقصنبگنخوشکلا باید سینه بزنن
ممنون از شما که وقت گذاشتید و این مطلب رو خوندید.
بازم میگم این فقط یه نظر شخصیه و تو هین به هیچ حزب یا کسی نیست.
بدرود
پاینده ایران و ایرانی
+
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 21:2 توسط سورنا
|
شب يلدا يا شب چله آخرين روز آذرماه، شب اول زمستان و درازترين شب سال است.ايرانيان
باستان با باور اينکه فرداي شب يلدا با دميدن خورشيد، روزها بلند تر شده و تابش
نور ايزدي افزوني مي يابد، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد
مي خواندند و براي آن جشن بزرگي برپا مي کردند.
اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از
زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنايي خورشيد، نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب،
تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به
اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي
برند. روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود، در حالي که روزهاي کوتاه تر نشانه
يي از غلبه تاريکي.
پيشينه جشن
يلدا و جشن هايي که در اين شب برگزار مي شود، يک سنت باستاني است. اين جشن
مراسمي آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي
کرده اند. يلدا روز تولد ميترا يا مهر است. اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول
را تعيين کردند کهن است.
مراسم و آداب جشن
براي در امان بودن از خطر اهريمن، در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با
برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند.
آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص، هندوانه، انار و شيريني و ميوه
هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و
شادکامي هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران
با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن، آينده گويي مي کنند.
جشن شب يلدا جشني است که از ? هزارسال پيش تاکنون در ميان ايرانيان برگزار
مي شود. ? هزار سال پيش نياکان ما به دانش گاه شماري دست پيدا کردند و دريافتند که
نخستين شب زمستان بلندترين شب سال است.
يکي ديگر از دلايل برگزاري اين جشن، شب زادروز ايزدمهر يا ميترا است. مهر
به معناي خورشيد است و تاريخ پرستش آن در ميان ايراني ها و آريايي ها به پيش از
دين زرتشت بازمي گردد که پس از ظهور زرتشت اين پيامبر او را اهورامزدا تعريف کرد. يکي
از ايزدان اهورايي مهر بود که هم اکنون بخشي از اوستا به نامش نامگذاري شده.
در «مهريشت» اوستا آمده است؛ «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي
نگرد تا دروغي نگويد».
آيين هاي جشن شب يلدا
يکي از آيين هاي شب يلدا در ايران، تفال با ديوان حافظ است. مردم ديوان
اشعار لسان الغيب را با نيت بهروزي و شادکامي مي گشايند و فال دل خويش را از او
طلب مي کنند.
در برخي ديگر از جاهاي ايران نيز شاهنامه خواني رواج دارد. بازگويي خاطرات
و قصه گويي پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نيز يکي از مواردي است که يلدا را براي
خانواده ايراني دلپذيرتر مي کند. اما همه اينها ترفندهايي است تا خانواده ها گرد
يکديگر آيند و بلندترين شب سال را با شادي و خرسندي به سپيده برسانند.
در سراسر ايران زمين، جايي را نمي يابيد که خوردن هندوانه در شب يلدا جزء
آداب و شيوه آن نباشد. در جاهاي گوناگون ايران، گونه هاي تنقلات و خوراکي ها به
تبع ژيرامون و شيوه زندگي مردم منطقه بهره برده مي شود اما هندوانه ميوه اي است که
هيچ گاه از قلم نمي افتد، زيرا شمار زيادي به اين باورند که اگر مقداري هندوانه در
شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک يعني زمستاني که در پيش دارند سرما و
بيماري بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شيراز در شب يلدا به شب زنده داري مي پردازند و برخي نيز بسياري از
دوستان و بستگان خود را دعوت مي کنند. آنها در اين شب سفره يي مي گسترانند که بي
شباهت به سفره هفت سين نوروز نيست و در آن آينه را جاي مي دهند. گونه هاي بي شمار
آجيل و تنقلاتي چون نخودچي، کشمش، حلواشکري، رنگينک و خرما و ميوه هايي چون انار و
به ويژه هندوانه خوراکي هاي اين شب را تشکيل مي دهند.
در آذربايجان مردم هندوانه چله (چيله قارپوزي) مي خوردند و باور دارند که
با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثيري ندارد.
در اردبيل رسم است که مردم، چله بزرگ را سوگند مي دهند که زياد سخت نگيرد
و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغزگردو و نخودچي و کشمش مي
خورند. در گيلان هندوانه را حتماً فراهم مي کنند و باورمندند که هرکس در شب چله
هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگي نمي کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد.
«آوکونوس» يکي ديگر از ميوه هايي است که در اين منطقه در شب يلدا رواج دارد و به
روش خاصي تهيه مي شود.
در فصل پاييز، ازگيل خام را در خمره مي ريزند، خمره را پر از آب مي کنند و
کمي نمک هم به آن مي افزايند و در خم را مي بندند و در گوشه يي خارج از هواي گرم
اتاق مي گذارند، ازگيل سفت و خام، پس از مدتي پخته و آبدار و خوشمزه مي شود. آوکونوس
(ازگيل) در اغلب خانه هاي گيلان تا بهار آينده يافت مي شود و هر زمان هوس کنند
ازگيل و تازه و پخته را از خم بيرون مي آورند و آن را با گلپر و نمک در سينه کش
آفتاب مي خورند.بنا به روايت مردم کرمان تا سحر انتظار مي کشند تا از قارون افسانه
يي استقبال کنند. قارون در پوشاک هيزم شکن براي خانواده هاي فقير تکه هاي چوب مي
آورد. اين چوب ها به زر دگرگون مي شوند و براي آن خانواده، ثروت و روزي به همراه
مي آورند.
جشن شب يلدا
جشن شب يلدا يک جشن کاملاً زنده است و همه مسيحيان جهان اين جشن را با نام
جشن تولد مسيح برگزار مي کنند. يلدا و مراسمي که در نخستين شب بلند زمستان و
بلندترين شب سال برپا مي کنند سابقه يي بسيار دراز داشته و مربوط مي شود به ايزد
مهر.
اين جشن که يکي از کهن ترين جشن هاي ايران باستان است در اصطلاح به آن شب
چله هم مي گويند. چله بزرگ از يکمين روز دي ماه جشن خرم روز تا دهم بهمن که جشن
سده است به طول مي انجامد و آن را چله بزرگ مي نامند به آن دليل که شدت سرما بيشتر
است، آنگاه چله کوچک فرا مي رسد که دهم از بهمن تا بيستم اسفند به طول مي انجامد و
سرما کم کم کاسته مي شود.
چله اول که اولين روز زمستان و يا نخستين شب آن است تولد مهر و خورشيد
شکست ناپذير است، زيرا مردم دوره هاي گذشته که پايه زندگي شان برکشاورزي و چوپاني
قرار داشت و در طول سال با سپري شدن فصل ها و تضادهاي طبيعت خو داشتند و براثر
تجربه و گذشت زمان با گردش خورشيد و تغيير فصول و بلندي و کوتاهي روز و شب و جهت
حرکت و قرار ستارگان آشنايي يافته و کارها و فعاليتشان را براساس آن تنظيم مي
کردند و به تدريج دريافتند که کوتاهترين روزها آخرين روز پاييز يعني سي ام آذر و
بلندترين شب ها شب اول زمستان است اما بلافاصله بعد از اين با آغاز دي روزها
بلندتر و شب ها کوتاه تر مي شود.
اقوام قديم آريايي جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان مي گرفتند خصوصاً ژرمن
ها که اين ماه را به خداي آفتاب نسبت مي دهند و زياد هم بي تناسب نيست چرا که آغاز
زمستان مثل تولد خورشيد است که از آن روز در نصف کره شمالي رو به افزايش و ارتفاع
و درخشندگي مي گذارد و هر روز قوي تر مي شود. در اين شب آتش برمي افروختند تا
تاريکي و عاملان اهريمني و شياطين نابود شده و بگريزند و همچنان که خورشيد به
مناسبت فروغ و گرماي کارسازش تقدس پيدا کرده بود آتش نيز همان والايي را نزد
مردمان دارا شد.
چون تاريکي فرا مي رسيد در پرتو روشنايي آتش تاريکي اهريمني را از بين مي
بردند. در شب يلدا يا تولد خورشيد افراد دور هم جمع مي شدند و جهت رفع اين نحوست
آتش مي افروختند و خوان ويژه مانند سفره يي که عيد نوروز تهيه مي کنند اما محتويات
آن متفاوت است مي گستراندند و هر آنچه ميوه تازه فصل که نگهداري شده بود و ميوه
هاي خشک در سفره مي نهادند.
اين سفره جنبه ديني داشته و مقدس بود و از ايزد خورشيد روشنايي و برکت مي
طلبيدند تا در زمستان به خوشي سر کنند و ميوه هاي تازه و خشک و چيزهاي ديگر در
سفره تمثيلي از آن بود که بهار و تابستاني پربرکت داشته باشند و همه شب را در پرتو
چراغ و نور و آتش مي گذراندند تا اهريمن فرصت دژخويي و تباهي نيابد. سفره شب يلدا
سفره ميزد است و ميزد عبارت است از ميوه هاي تر و خشک و آجيل يا به اصطلاح
زرتشتيان لرک که از لوازم اين جشن بود که به افتخار و ويژگي مهر يا خورشيد برگزار
مي شد.
امروز هم ايرانيان در سراسر جهان اين جشن زيبا را در کنار يکديگر برگزار
مي کنند و به خواندن شاهنامه و گرفتن فال حافظ مي پردازند. شب چله بر تمامي دوستان
و هم ميهنان عزيز فرخنده باد. هميشه شاد باشید و اهورا نگهدار و همراهتان
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 0:18 توسط سورنا
|
ساسانيان
نام خاندان شاهنشاهي ايراني است که از سال ۲۲۴تا ۶۵۱ميلادي بر ايران فرمانروايي
کردند؛ بنيان اين شاهنشاهي يکپارچه را اردشير بنا کرد. شاهنشاهان ساساني که ريشه شان
از استان پارس بود، بر پهنه بزرگي از آسياي باختري چيرگي يافته، گستره فرمانروايي
خود؛ کشور ايران را براي نخستين بار پس از هخامنشيان، يکپارچه ساخته و زير فرمان
تنها يک دولت شاهنشاهي آوردند. پايتخت ايران در اين دوره، شهر تيسفون در نزديکي
بغداد (آن زمان نام روستايي کوچک در نزديکي تيسفون بوده؛ که نامش به ظاهر، از يکي
از نامهاي بغ داد يا بخشوده خدا؛ و يا باغِ داد دوره ساساني ريشه گرفته بوده)، در
عراق امروزي بود.