تبليغاتX
وارثان کوروش

وارثان کوروش

بت های عراب هبل یا عزی یا لات و الله

 

بت های عراب هبل یا عزی یا لات و  الله

 کتاب قدیمی به اسم الاصنام نوشته ابن کلبی متوفی به سال 204 هجری قمری که در سال 1348 در ایران به چاپ رسیده است . باعث حیرت  شده که چنین کتابی هنوز در کتابخانه های جمهوری اسلامی موجود است.مترجم و مولف این کتاب یوسف فضایی است که در ضمیمه این کتاب به تناقضات بین داستانهای تورات و قرآن اشاره کرده است و خاطرنشان کرده است که علت این تفاوت آشکار در این است که محمد این داستانها را مستقیماً از تورات نگرفته و آنها را از تفسیرهای تورات نظیر کتاب مدراش رباح گرفته است و گاهی چون به صورت شفاهی داستانها را می شنیده ، تلفظ درست آنها را درست یاد نمی گرفته و با همان تلفظ غلط وارد قرآن کرده است. از جمله این اشتباهات می توان نام پدر ابراهیم را که در تورات تارح است ولی در قرآن آذر نوشته شده است نام برد. مؤلف این کتاب می گوید یک مفسر رومی نام پدر ابراهیم را آتر می نویسد. ترجمه سریانی این اثر در شام وجود داشته است. اما محمد که به صورت شفاهی از داستان ابراهیم اطلاع یافته است ، آن را آذر تلفظ می کند و به همین صورت وارد قرآن می کند. به بیان دیگر یوسف فضایی در ضمیمه کتاب الاصنام که متعلق به قرون اولیه پس از اسلام است ،یادآوری می کند که قرآن پیام خدا نیست.چون حاوی اشتباهاتی است که از یک انسان سر می زند.
گزیده ایی از این کتاب در اینجا می آورم .
در بخشی از این کتاب نوشته شده که" هر مسافری که از مکه به اطراف سفر می کرد از سنگهایی که در اطراف خانه کعبه بودند به عنوان تبرک به همراه خود بر می داشت تا آنها را به خاطر انتساب و مجاورتشان با کعبه در سفر تعظیم و تقدیس کند. آن مسافران در هر منزلگاه که فرود می آمدند ، سنگهای نامبرده را بر زمین می نهادند و برای اینکه به وسیله تقدس آنها خانه کعبه را تعظیم کرده باشند ، آن سنگها را مانند کعبه می پرستیدند. به دور آنها طواف می کردند و به آنها دست و صورت می مالیدند تا تیمن وتبرک کنند."
نا گفته پیداست ، آنچه ابن کلبی در مورد تقدس سنگهای اطراف کعبه و احترام بت پرستان به آن سنگها نوشته ،با اعتقادات و عادات مسلمانان کنونی هم خوانی دارد . آنها خاک حسین را به صورت مهری درآورده و وقت نماز بر آن بوسه می زنند و سر بر آن خاک می گذارند و هنوز مثل عرب دوران جاهلیت خاک را به خاطر حسین تقدیس می کنند.
ابن کلبی در بخش دیگری از کتاب خود از خانه هایی مقدس که جایگاه بتهایی نظیر ود بوده یاد می کند ، که آنها هم نظیر خانه کعبه به صورت مکعبی بودند.
نویسنده کتاب از بتهایی نام برده که مردم به دنبال اسم خود از آنها استفاده می کردند. مثل عبد المناف یا عبد العزی . اما در سرتاسر کتاب از الله که یکی از بتهای درون کعبه بوده نامی نبرده است .ولی با خواندن کتاب شکی بر شما باقی نمی ماند که خانه مکعبی الله و نام عبدالله بیانگر این است که الله هم بتی همانند هبل یا عزی یا لات و غیره بوده است.
این که از همه بتهای عرب نام برده شده است ، اما هیچ توضیحی در مورد بت الله نمی بینیم این است که در زمان شاه این کتاب را از مصر سفارش می دهند. زکی پاشا این کتاب را ویرایش کرده است. به احتمال قوی زکی پاشا این بخش از کتاب را که راجع به بت الله است حذف کرده است. دلیل این مدعا شعری است از اوس ابن حجر که در شعرش از لات چنین یاد کرده است.
و بللات و العزی و من دان دینها
و بالله، ان الله منهن اکبر
خلاصه اینکه با خواندن این کتاب متوجه خواهید شد که مسلمانان با عرب دوران جاهلیت فرق چندانی ندارند. چون مراسمی که ابن کلبی در مورد بتهای عربها توضیح داده است ،دقیقاً مانند مراسم حج است ، با این تفاوت که جاهلین عرب برای هبل سر می تراشیدند و قربانی می کردند یا در برابر اسافله و نائله سعی می کردند. اما مسلمانها برای الله سر می تراشند و قربانی می کنند و به جای اینکه در برابر اسافله و نائله بدوند ، به اسم هاجر می دوند.عربهای دوران پیش از اسلام در مراسم خود لبیک و اهلال را هم داشتند. اهلال همان لا اله الی الله است. یعنی اینکه آنها در کنار بتهای فراوانی که می پرستیدند به برتری الله بر بقیه بتها اعتقاد داشتند. یعنی اینکه الله کنونی فرقی با الله دوران پیش از اسلام ندارد.
از صدر اسلام تا کنون گرایش به بت پرستی در مسلمانان کشته نشده است.365 بت تبدیل به یک بت آن هم الله شده است.فقط تجسم آن به صورت بت از بین رفته و نامرئی شده است.
زکی پاشا در مقدمه کتاب الصنام نوشته است که عمر ابن خطاب برای اینکه مردم مسلمان درختی را که بیعت رضوان زیر آن صورت گرفته بود ، تعظیم می کردند ، دستور داد آن درخت را قطع کنند.
یکی از نکات جالب توجه که فکر می کنم خون شیعیان را به جوش خواهد آورد این است که ابن کلبی محمد را معصوم نمی دانسته است و گفته است " اخباری به ما رسیده است که پیامبر اسلام روزی برای اصحابش از عزی یاد کرده است و گفته در عهد جاهلیت من گوسفندی به رنگ خاکستری جهت تعظیم و پرستش عزی در معبد آن قربانی کردم.من در آن وقت بر دین قوم خویش بودم. مؤلف کتاب هم در تأیید این نظر به آیاتی از قرآن سوره قصص آیه 3، سوره زمر آیه 65 ، سوره شورا آیه 52 و سوره فتح آیه 2 ، سوره الضحی آیه 7 اشاره کرده است که در این سوره ها خدا محمد را در حالی که گمراه بوده هدایت کرده است.
مفسرین دغل باز برای توجیه این آیات می گویند وقتی حلیمه محمد را به قبیله خویش برگرداند ، گم شد و خدا راه را به او نشان داد. در صورتی که اینگونه تفسیر کردن شیادی است. چرا که گمراهی در معنی خود، حیطه اخلاقی را در برمی گیرد نه راه و جاده. ما هرگز به بچه ای که خانه را گم می کند ، نگفته ایم یک کودگ از خانه خارج شد و گمراه شد.
یکی از دوستان من که فارغ التحصیل رشته الهیات است ، می گفت اینکه خدا در سوره فتح می گوید ما به تو فتحی بزرگ عطا کردیم که به واسطه آن گناهان گذشته و آینده تورا بخشودیم ، تفسیری به جز این ندارد که چیزهایی که برای مردم عادی گناه نیست برای محمد گناه بوده است. مثل نخواندن نماز شب.به نظر من چنین تفسیرهایی دور از واقعیت است. چون اگر خدا تکلیفی بر محمد واجب کرده است و محمد از آن سر پیچی می کند ، فرقی با مردم عادی که از تکالیف خود سرپیچی می کنند و گناه می کنند ، ندارد.بنا براین باز هم معصوم بودن او زیر سؤال می رود.
معلوم نیست که چرا وقتی در عربستان یهودیهای دیندار و مسیحیان خداپرست و حنفیانی نظیر زید و ورقه ابن نوفل و دیگران وجود داشته اند ، خدا رسالتش را به عهده یک بت پرست گمراه می سپارد تا با آتش جهلش تا دنیا دنیاست ، مردم را در نکبت این دین پس رفته بسوزاند.نتیجه اینکه الله نادان و محمد نادان هر دو یکی هستند.

 


نوشته شده توسط در یکشنبه چهارم آذر 1386 ساعت 19:19 | لينک ثابت |

مولانا فقط ایرانی است .......

 

حضرت مولانا :

اين جهان كوه است و فعل ما ندا                    سوي ما آيد نداها را صدا

  آنكه تخم خار كارد در جهان                                       هان و هان او را مجو در گلستان

 

مولانا فقط ايراني است و بس

تلاش‌هاي گستاخانه كشور بي هويت تركيه براي مصادره انديشمند - عارف - فيلسوف و شاعر بلند آوازه ايران زمين ، مولانا ( مولوي ) جلال‌الدين محمد بلخي ( و نه رومي ) روز به روز ابعاد وسيع تري به خود ميگيرد  . بي كفايتي مسئولان ايران و سهل انگاري مردم ما كار را به جايي رسانده است كه مسئولان تركيه در سفر هيات اعزامي از سوي دولت ايران به آن كشور كتاب شاعر خودمان را به خودمان هديه مي دهند !! علي لاريجاني در سفري كه در نيمه نخست سال 86 به تركيه داشت در طي اقامتش در تركيه و ديدار با اردوغان كتاب اشعار مولانا را به عنوان هديه از دولت تركيه تحويل گرفت !!‌ از سوي ديگر ناآگاهي برخي از رسانه هاي ايران بر اين آتش سرقت بزرگ تاريخي و فرهنگي دامن مي زنند و از مولانا جلال الدين محمد بلخي به نام مولاناي رومي ياد مي كنند و در برخي موارد هيچ نامي از ايران در كنار اين بزرگ مرد نمي آورند !!‌ در كدامين زمان از تاريخ مشاهده شده است شخصي كه به دليل نبود امنيت در آن برهه از زندگي اش مجبور به اقامت در كشوري شده باشد ولي پس از مدتي متعلق به آن كشور شده باشد ؟ خوشبختانه طي چند سال اخير بزرگان و مشاهير نامدار و مردمي ايران زمين منجمله استاد شهرام ناظري - استاد محمد رضا شجريان - استاد سيد خليل عالي ن‍‍ژاد - استاد محمود فرچيان و . . . با برگزاري كنسرتهاي بزرگ موسيقي ايراني در جهان و خلق تصاوير عرفاني جهاني از مولانا مهر باطلي بر اين ادعاي كشور بي هويت تركيه زدند . تلاش هاي مردمي در نهايت در آبان ماه 1386 به گوش دولت ايران رسيد و ايران بزرگترين اجلاس گراميداشت مولانا را در ايران ( تهران - خوي - تبريز ) برگزار نمود . همايش بين المللي مولانا در تهران كه با حضور رئيس جمهور و رئيس مجلس شوراي اسلامي ايران آغاز شد نقطه عطفي در جنبش هويت طلبي دولت ايران دانسته مي شود زيرا در اين همايش بارها بر ايراني بودن مولانا تاكيد شد . تركيه امروزي كه همان امپراتوري متجاوز عثماني است و سالهاي بسياري بر ضد ايران اقدامات نظامي و متجاوزانه اي را داشته است پس از اتحاد كشورهاي اروپايي محكوم به متلاشي شدن شد ولي متاسفانه  امروزه بسياري از خاكهاي كردستان ما نيز در اشغال آنان مي باشد . تركهاي عثماني امروزه كوچترين امكانات رفاهي را از مردمان ايراني كرد انجا دريغ نموده اند و به هم ميهنان كورد ما لقب تركهاي كوه نشين داده اند !! اميد است با اتحادي مردمي و تلاشهاي گسترده دولت ايران اين سخنان ضد ايراني به پايان برسد .

اين تلاش‌ها كه به شكلي كاملا هماهنگ در تمام بخش‌هاي گوناگون بدنه دولت تركيه ديده مي‌شود، آن‌چنان است كه به‌تازگي يك نويسنده آمريكايي، قونيه را به‌عنوان يكي از 100 مكان برتر جهان معرفي كرده است.

اين نويسنده زن در كتابي با نام «100 مكاني كه هر زني بايد از آنها ديدن كند» درباره مولانا و مقبره‌اش نوشته است: «شما نمي‌توانيد بدون شناخت مولانا، آثار او را درك كنيد و همچنين نمي‌توانيد پيش از ديدن مدفن مولانا در قونيه، او را بشناسيد.»

به اين ترتيب، يكي از گسترده‌ترين تلاش‌هاي شهرداري تركيه براي ترويج جذابيت‌ها و ارزش‌هاي قونيه در آثار مكتوب بازتاب يافته و انتظار مي‌رود اين فرايند همچنان ادامه يابد. فرايندي كه آغازش را بايد حدود 2 سال پيش دانست.

وقتي كه تركيه با يك دورخيز بزرگ و حساب‌شده، به يونسكو پيشنهاد داد سال 2007 را كه همزمان با هشتصدمين سال تولد او است، سال مولانا بنامد. از قضا، يونسكو با اين پيشنهاد موافقت كرد و مصطفي‌ايس، وزير فرهنگ و گردشگري تركيه گفت: «با موافقت يونسكو براي نام‌گذاري سال 2007 به‌نام مولانا، قصد داريم مراسم و جشن‌هاي ويژه‌اي براي بزرگداشت اين شخصيت بزرگ جهاني در نقاط مختلف جهان برگزار كنيم.»

به اين شكل و به‌سادگي، ابتكار عمل و هدايت ماجرايي كه از اساس به ايران تعلق دارد، به تركيه رفت و ايران تا حد يكي از كشورهاي مرتبط با اين موضوع تنزل يافت.

پس از آن و بعد از آن‌كه كار از كار گذشت، يعني در شهريور سال 85، يعني حدود 7 ماه پس از اعلام موافقت يونسكو با پيشنهاد تركيه، مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه، طرحي را براي بزرگداشت سال مولانا به دولت و مجلس ارائه كرد. اما هنوز هم حتي در زبان برخي از مسئولان فرهنگي نظام جمهوري اسلامي، حتي نام مولانا به غلط ادا مي‌شود.

محمدرضا شجريان در اين‌باره مي‌گويد: «در سال‌هاي اخير شاهد بوده‌ايم كه خيلي از هنرمندان جهان به مولانا توجه كرده‌اند، اما او را به نامي جز مولانا مي‌شناسند. در اغلب اين آثار از مولانا به‌عنوان رومي ياد مي‌شود. من اصلا نمي‌دانم چرا اين اسم را روي مولانا گذاشته‌اند و شناسنامه جعلي براي ايشان صادر كرده‌اند. مولانا بلخي است، نه رومي. ايشان در روم فوت كرده، اما نياكان او، پدر و مادرش ايراني بودند و در بلخ زندگي مي‌كردند.»

اما حتي بلخ نيز حالا در افغانستان است و اين واقعيت تلخ سبب شده حتي افغان‌ها نيز براي تصاحب مولانا دورخيز كنند.

شجريان ادامه مي‌دهد: «مولانا هرچه دارد از ايران دارد و تمام غزليات و آثارش به زبان فارسي است نه رومي. خيلي متأسفم كه گاهي خود ما ايراني‌ها هم او را با عنوان رومي مي‌ناميم. در جشن خانه موسيقي هم مي‌گفتند رومي، اعتراض كردم كه ما نبايد بگوييم رومي.»

اما تركيه با اتكا به محل دفن مولانا، تمام تلاش خود را براي معرفي اين شاعر و عارف ايراني با نام رومي به كار بست و متأسفانه در غياب اقدامات بين‌المللي مؤثر دولت ايران، تا حدود زيادي موفق شده است. شجريان در اين‌باره مي‌گويد: اخيرا شنيده‌ام كه حتي ابيات تركي براي مولانا جعل كرده‌اند و لابه‌لاي آثار او جاي داده‌اند.

حالا، تركيه مثنوي مولوي را به 24 زبان ترجمه كرده و به مقامات كشورهاي مختلف هديه مي‌دهد.

يكي از اين مقامات، پاپ بنديكت است كه نسخه ايتاليايي مثنوي را همين دو روز پيش در حضور سفيران 40 كشور جهان، كاردينال‌ها و اسقف‌هاي حاضر در واتيكان دريافت كرد.

 جالب‌تر اين‌كه مولانا در يونسكو به‌نام ايران ثبت شده است، اما به‌طور مشترك با تركيه و افغانستان ! عارفي كه از يك سوي حتي يك خط متن تركي ندارد و اساساً هيچ ربطي به جز ميهماني در آن كشور پيدا نمي‌كند و از سوي ديگر تا سيصد سال پيش كشوري به نام افغانستان در هيچ كجاي جغرافياي تاريخ ديده نمي شد و هزاران سال ( در دوره مادها - هخامنشيان - اشكانيان - ساسانيان - سامانيان و . . . )  تنها بخشي از خراسان بزرگ ايران محسوب مي شد - امروز ادعاي مالكيت بر هويت ملي ايراني را دارند كه بيش از چهار هزار سال تاريخ مكتوب دارد و بيشتر خاورميانه را با فرهنگ و هويت غني خود پوشش داده است و فلات ايران را خواستگاه هميشگي ايرانيان مي دانسته است . افغانستان نيز مانند دهها شهر ديگر ايران توسط استعمار روس و انگليس به اشغال در آمد و در سال 1744 ميلادي از بطن سرزمينهاي غصبي كشور سياس و متجاوز بريتانيا كشوري ساختگي به نام افغانستان ( آريانا ايران يا همان خراسان بزرگ ايران ) بنا نهاده شد و نخستين پادشاهي به ظاهر مستقل اين كشور را احمد شاه ابدالي تشكيل داد . افغانستان رسما در سال 1919 استقلال كرد . از آن روز تا كنون افغانستان در فقر - فساد - مواد مخدر و عقب ماندگي گسترده دست و پنجه نرم مي كند و از يكسو حاصل اين سيصد سال اسعتمار روس و انگليس در اين كشور به وضوح ديده مي شود و از سوي ديگر حاصل جداشدن شهري ايراني از پيكره ايران بزرگ آشكارا ديده مي شود و امروز نيز متاسفانه آريانا ايران ( افغانستان كنوني ) در دستان طالبان - ارتش ناتو و آمريكا در خون و عقب ماندگي غوطه ور است . آنچه كه مسلم است بلخ نيز مانند هرات - باميان - بدخشان - نيمروز و قندهار شهري كاملا ايراني است و دولتمردان ايران كنوني و ملت ايران ميتواند ادعاي خراسان بزرگ خود را بكند و براي بازپسگيري آن از دست نيروهاي بيگانه اقدام كند . چشم بيگانگان در نفت - گاز - مس - اورانيوم - گوگرد - سرب - روي - كروميت - سولفات باريم و ديگر منابع خدادادي اين شهرهاي ايراني دارد كه امروزه افغانستان ناميده مي شود . در دنياي امروزي ضرورت پسگيري شهرهاي ايراني بيش از پيش محسوس است .

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط سورنا آریا در یکشنبه چهارم آذر 1386 ساعت 2:14 | لينک ثابت |

نام اسب و ایران و ایرانیان

نام اسب از ایران و زبان پارسی گرفته شده است. اسب در زبان اوستایی اسپا، در زبان پهلوی اسپ و در پارسی کنونی اسب، در زبان هندی اسوا، در لهجه کردی هسپ نامیده می شود. در پشتو اس و در زبان آسی افسا و در بلوچی اسپ نامیده می شود. در پارسی باستان گاهی اسب را (( اسا )) می گفتند و لفظ استر نیز صورت فرعی اسب است. اکثر اقوام هند و اروپایی دیگر نیز مفهوم اسب را با کلمات هند و اروپایی ادا می کردند، به لاتین اکوس، به یونانی هیپوس (هیکوس هندی باستان). اسب در زبان عیلامی کوتو نامیده می شود که ماخوذ از کوه نشینان است. اسب را به آکدی سیسوس، به کنعانی و عبری سوس... و در عربی ((فرس)) می نامند.
برخی واژه اسب را از مصدر (اک) آریایی به معنی تند رفتن گرفته اند چون اسب از سایر حیوانات تندتر می رود.
اصولا" نام قوم پارس که به تعبیری نام کل ایران است، با نام اسب پیوستگی دارد. چنانکه از متن نوشته های فارسی باستان چنین بر می آید که ایرانیان را در پارسی باستان پ ُ،پ ِ، در زبان اوستایی پارسـَ و در زبان فارسی: پارس، فارس، فارسی می گویند و از همین ریشه است پارسا (پرهیزگار) و فرس یعنی اسب، در هندی باستان نیز پارسیک به معنی پارسی و اسب آمده است. نوبخت در رساله ماهسر عقیده دارد که اسب جنگی در اوستا در ضمن کهر یا کار است که از نام کُر به مفهوم جنگ است ولی در فارسی نو به معنای نوعی اسب است. در ضمن بارک و بارگی یعنی کوه و دیوار بلند و برج نیز مفهوم اسب را دارد. وی عقیده دارد که لغت فرس به معنای اسب لغت عربی نیست، بلکه دخیل است و چون اسب توسط ایرانیان وارد عربستان شد و نخستین بار اسب را از مادها یا اهل الجبال اخذ کردند این نام را نیز از آنان گرفتند و احتمال می رود که فرس معرب برز یعنی کوه باشد، چنانکه جبال بارز در کرمان یعنی کوه بلند و برزو یعنی بلند بالا و البرز یعنی کله کوه است.
وجه تسمیه شهر بزرگی چون اصفهان نیز از اسب است. مورخین مشهور اسلامی چون ابن کلبی و اصطخری و یاقوت می نویسد که اصفهان در اصل ((اسب و هان)) بوده است. هان علامت جمع فارسی و اصفهان به معنی شهر سواران است و در ضمن اصفهان را به معنی شهر سپاهیان نیز گرفته اند.
اسامی ایرانیان و اسب
ایرانیان از روزگار کهن با اسب آشنایی داشته، آن را پرورش داده و با آن هم زیستی داشته اند، موید علاقه ایرانیان به اسب، اسامی بزرگان، پادشاهان داستانی و ... است که با نام اسب همراه است. نام
۴ تن از نیاکان زرتشت با واژه اسب همراه است. پوروشسب نام پدر زرتشت یعنی دارنده اسب پیر، دومین نیای زرتشت پیتراسپ یعنی دارنده اسب تندرو، سومین نیای زرتشت هچدسپ یعنی دارنده اسب شستشو شده است. از جمله ایرانیان دیگری که نامشان با نام اسب آمیخته است، موارد زیر را می توان ذکر کرد: کرساسپ (گرشاسپ): دارنده اسب لاغر، ارجت اسپ (ارجاسب): دارنده اسب ارجمند، ائوروت اسپ (لهراسب): دارنده اسب تندرو، یاماسپ (جاماسب)=تهماسب: دارنده اسب زورمند، شیداسب: دارنده اسب درخشان، ویشتاسب (گشتاسپ): دارنده اسب از کار افتاده و یا به قولی صاحب اسب جنگی.
کوی ویشتاسپ آخرین پادشاه کیانیان صاحب اسبان از کار افتاده بود و چنانکه از یشتها بر می آید آرزوی اسبان بسیار داشته و خداوند آرزوی او را بر می آورد.

منبع:
- تاریخ دامپزشکی و پزشکی ایران، جلد اول، ایران باستان، دکتر تاج بخش، انتشارات سازمان دامپزشکی و دانشگاه تهران،
۱۳۷۲، ص۱۰۲ و


نوشته شده توسط در شنبه سوم آذر 1386 ساعت 19:53 | لينک ثابت

روان شناسی در ایران باستان

 

روان شناسی در ایران باستان

از دو زاویه میتوان به بررسی روان شناسی ایران پرداخت . نخست جنبه الهام بخشی آن است , یعنی درنگ در معانی و مبانی روح و روان , شخصیت و جایگاه انسان و بیماری ها و ناهنجاریها رفتاری او از دیدگاه حکیمان دوران باستان که بی تردید برای نظریه پردازان امروز الهام بخش است , دوم آنکه امروزه بخش زیر عنوان روان شناسی فرهنگی مطرح می شود که مقصود تفاوت فرهنگهای گوناگون و پیامدهای آن بر شخصیت و رفتار انسان است . ما نیز اگر بخواهیم به روان شناسی کنونی ایران , هویت ملی و فرهنگ لازم را ببخشیم , چاره ای به جز پرداختن به گذشته خویش در دو مقطع ایران باستان و ایران اسلامی نداریم .

به دور از هرگونه ملی گرایی و میهن پرستی و تنها بر اساس شواهد فراوان تاریخی و علمی باید اعتراف کرد که تمدن ایران باستان , تمدنی است که سرآمد همه تمدنهای بشری است و در تمامی عرصه های زندگی صاحب رای بوده است . با چنین پیشینه ای جستجوی تاریخچه دانش روان شناسی به لحاظ موضوع مورد مطالعه اش , پدید آیی آن مقارن با پیدایش هشیاری در انسان است , کاری سترگ و یادآور این سخن مولر در تاریخ روانشناسی می باشد که : "عرصه فراروی ما گسترده شده که احاطه بر پهنه آن نومید کننده و درسترسی بر کرانه های آن دشوار است" . حال که این گستردگی تنها یک وجه مساله است و وجه دیگر آن گرد و غبار فراموشی تحریف , درآمیختگی و نابودی است که از پی هزاران سال تاخت و تاز , بر چهره این تمدن کهن نشسته است , برای غلبه بر این ناآگاهی یا دست کم ایجاد شکاف در آن گریزی نیست جز محدود کردن جستار به آنچه باقی است که عموما آثری معدود از آیین دین کهن ایران باستان یعنی زرتشت است تا شاید در آینده با روشهای جدید شواهد بیشتری فراهم آید .

جهان بینی باستان و جایگاه انسان

با پژوهشی چند جانبه و گسترده درباره آیین و عقاید ایرانیان باستان , در مجموع در می یابیم که آنان پیرو آیین یکتاپرستی بوده اند که بر اصل تضاد دو عالم یا همان ناسازگاری دو نیروی مجرد خیر و شر استوار است . نماد این دو نیرو ( سپندمینو و اهریمن ) هرکدام با صفاتی انتزاعی همراهند . به طوریکه سپند مینو به همراه شش امشاسپند ( فرشتگان ) دیگر یعنی سپند مینود : خرد مقدس , اردیبهشت : راستی و درستی , بهمن : منش پاک , شهریور : نیروی چیرگی بر جهان , اسفند پایداری و استواری , خرداد : کمال , امرداد : جاودانگی فضایل یا فروزه های اهورامزدا به شمار می آیند و صفات منفی مقابل آنها تحت عنوان ( کماله دیوان ) از رذایل اهریمن شمرده می شود که مهمترین آنها اکومن ( منش پلید ) در مقابل بهمن و ایندره ( دیو فریفتاری و گمراهی ) مقابل اردیبهشت است . فضایل اخلاقی همانند راست گویی , وفای به عهد , مهر و محبت و . . . راه برخورداری از فروزه های اهورایی و رذایلی چون دروغ , خشم , آز , شهوت و فساد موجب پیوستن به صفات اهریمنی است . لذا گروه نخست به ایزدان و یاران امشاسپندان و گروه دوم تحت عنوان دیو از یاران اهریمن قلمداد می شود .

در اوستا و دیگر متون مزدیسنا از جهان مینوی ( روحانی و معنوی ) و استومند ( جسمانی و گیتیانه ) سخن رفته است . جهان مینوی جهانی است که پیش از آفرینش جهان مادی بوده و پس از پایان آن و بر پایی رستاخیز نیز همچنان خواهد بود . تمامی موجودات چه جاندار و چه بی جان و سرشتها و خصلتها هیاتی نااستومند ( غیر جسمانی ) در جهان مینوی دارند . سپند مینوی و انگره مینوی هریک باطن بخشی از آفرینش هستند و از این روی به عنوان دومینوی آغازین همزاد نام برده می شوند . همچمنین هریک از امشاسپندان , ایزدان و دیوان , مینوی و باطن چیزی به شمار می آیند که در این جهان پیکر مادی می یابند و از آنجا که پیوسته میان خیر و شر مقابله و درگیری است , انسان میتواند با اراده و اختیاری که دارد , در نبرد علیه نیروهای اهریمنی شرکت جوید و با انجام وظایفی که بر عهده دارد ( خویشکاری ) و بهره مندی از صفات اهورایی به سعادت مینویی دست یابد و در سرای دیگر به بهشت اهورایی برسد . همچنین میتواند با پیروی از اهریمن و صفات اهریمنی , ضمن تباهی این جهان , در دوزخ اهریمن جای گیرد . البته جایگاه کسانی که نسبت اعمال نیک و بدشان یکسان است در همیستگان ( برزخ ) خواهد بود .

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط سورنا آریا در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 2:20 | لينک ثابت |

منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

درباره ي وبلاگ


با یاد و نام امرداد

با درود فراوان بر شما بازدید کننده محترم

در جهت گسترش فرهنگ ایرانی و آریایی استفاده از تمامی مطالب ، عکس ، کتاب و... بدون درج منبع کاملا آزاد میباشد.

پاینده ایران و ایرانی

بدرود

آرشيو مطالب

هفته اوّل آبان 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386

موضوعات وبلاگ

آخرين پست ها ي ارسالي

به مناسبت 7 آبان - دانلود پروژه مالتی مدیای کورش بزرگ
نظر سنجی سازمان ملل درباره ثبت جشن نوروز
7 آبان روز کورش بزرگ گرامی باد
کتاب هزاره های پرشکوه
تحقیق و گفتاری کامل از کاخ آپادانای شوش (بخش پایانی)
تحقیق و گفتاری کامل از کاخ آپادانای شوش (بخش پنجم)
نصایح زرتشت به پسرش
تحقیق و گفتاری کامل از کاخ آپادانای شوش (بخش چهارم)
تحقیق و گفتاری کامل از کاخ آپادانای شوش (بخش سوم)
تحقیق و گفتاری کامل از کاخ آپادانای شوش (بخش دوم)
تحقیق و گفتاری کامل از کاخ آپادانای شوش -
20 مهر یادروز حافظ شیرازی گرامی باد.
«فريب بزرگ» از دکتر خسرو خزاعي (پرديس)
اهورامزدا خدای زرتشت کيست؟ دکتر خسروخزاعي پرد يس
پيامي بزرگ به ايرانيان از فراسوي تاريخ از فردوسی
طراحی از لرهای بختیاری
نامه‌ای سرگشاده به آیت الله صادق لاریجانی رئیس‏ قوه‏قضائیه
جزئیات تکان دهنده‌ای درباره ربودن عاطفه امام و بازگشت دخمه‌ها و خانه‌های امن
تعدادی از پاسخ های شرعی مصباح در زمینه تجاوز جنسی
محافظ صفحه نمایش فانتزی پاسارگاد
آهنگهایی در رابطه با موج سبز
آیت‌الله منتظری: این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی!
در شبهای 22 . 23 و 24 تیرماه در بهشت زهرا چه گذشت ؟
بدون شرح
کتاب سروده های سورنا آرام
آهنگ جدید سندی به نام قرن 21
کتاب کارو برای موبایل
بازم این مردم حیرون
استمداد از جامعه جهانی به مقصود متوقف ساختن جنایات جمهوری اسلامی ایران

پيوند هاي روزانه

پيوند ها

یادگار پارس
یک سایت توپ برای آپلود
میکس-عکس-موزیک
آتشکده شعر
کتاب رایگان
اطلس ایران
پارس پرست
جهانگردی
چشم تمنا
پارس پرشین
پسر آریایی
دانلود بهترین کتابها
مرکز دانلود کتاب رایگان
انجمن زرتشتيان تهران
دوستداران خاندان پهلوی
نسل خاموش
خرید انواع کتاب
دانلود کتاب الکترونیکی
دانستنیها و اطلاعات عمومی
خاندان پهلوی-عکس ـ
ایرانی زیبا
تریبون آزاد پان ایرانیست خوزستان
انجمن نویسندگان بنیاد ایران ما
آیین و اسطوره های ایرانی
پیام آور آریایی
زرتشت و ایران باستان
گروه خبری ايران پرس نيوز
ای ایران
همکنون
درد دل
قلم نو -سایت تازه ها
پسر شیرازی-وبلاگ شخصی صادق علوی-انواع بکگراند
اندیشه پارسی
صندوقچه نقد (نقدی بر پور پیرا)
انجمن فرهنگی ایران زمین
پشت سیم خاردار
فرزندان ایران زمین
ایران بان
گندم
صادق گرافیک -بهترین سایت عکس ایرانی-
پادشاه روشنایی ها
مهر خوزستان
آپلود سنتر ایرانی
زرتشت
دختری از مشرق زمین
شونیکس(تاریخی-امروزی-ادبیات)
ما هستیم ایرانی
اتحاد ایرانیان
دین اشو زرتشت و سرزمین جاوید ایران
تریبون آزاد (حتما ببینید)
اهورا- زرتشت
ایرانیان بلژیک
سرباز ایران
امپراتوری پارسیان
خبر رسانی ایران نیوز
گذری بر سرزمین ایران
(زرتشت و آیین مقدس)
گل سرخ توحید
شیردال تارنمای سیاسی تاریخی
رهروان راه اکبر
کانون همبستگی ایرانیان
جاودانان - نوشتارهایی از تاریخ کهن ایران
مستند کورش بزرگ -عقاب شرق
دوستداران تاریخ سرزمین قوم آریا

امکانات


Powered by BLOGFA
طراحي شده توسط : سورنا