به نظر شما چرا یک بنا ثبت ملی میشود و در لیست آثارملی
یک کشور قرار میگیرد؟ سادهترین پاسخ این است که کسی نتواند آن راتخریب
یا امحاء کند و یا حتا در شکل فیزیکی آن تغییر ایجاد کند. حال اگرآن کس
زورش بیشتر از سازمان میراث فرهنگی باشد چه؟ آیا بازهم این تاثیراتبر او
نیز تسری خواهد داشت؟
به نظر میرسد که نه، نخواهد داشت. چون ما پیش از ایننیز
دیدهایم که در مورد سد سیوند و یا نقش رستم و بناهای دیگر تاریخیکشور
زور قوانین به آنهایی که از قانون پر زورترند نچربیده و آنهاتوانستهاند
آن کنند، که تشخیص دادند.
مختصر میکنم. یکی از آثار ملی کشور که ساخت آن بهدورهی
تیموریان برمیگردد، مدرسهای موسوم به «گلشن» در شهر تاریخینیشابور
است. این مدرسه که بعد از تیموریان تخریب شده بود، در دوران صفویهبازسازی
شد و در دوران قاجار و پهلوی مرمت شد و از همان دوران قاجار نیزبه
عنوان حوزهی علمیه بهکار گرفته شد.
اما اتفاق ساده در ایام نوروز امسال افتاد که با توجهبه
تعطیلات نوروزی و بنابر تشخیص هیات امنای این مدرسه که در آن میتواننمایندهی
نیشابور در مجلس هفتم، امام جمعهی این شهر و تعدادی ازروحانیون
بانفوذ را دید، این بنای ملی باید تخریب، و تبدیل به یک حوزهیعلمیهی
مدرن شود. با همین تشخیص مدرسهی گلشن در دو نوبت بدون توجه بهکاشیکاریهای
عهد تیموری و صفویه با تمام توان تخریب میشود. البته امامجمعهی
نیشابور در چند هفته پیش از محاسن این تخریب برای مردم سخن گفت وبنا
را خطرناک و ناامن یاد کردشاید این خیلی دیگر مهم نباشد اما این بنا قرار بوده بابودجهی
مصوب توسط میراث فرهنگی مرمت شود، اما به نظر میرسد دست اجل مهلتنداده
است..جزییات
این ماجرا را خواستم یکی از فعالان مدنی در نیشابورکه
خود روزنامهنگار در حوزهی میراث فرهنگیست، برایم بیشتر توضیح بدهد. از او
پرسیدم، اساسا ماجرای تخریب بنای مدرسهی گلشن از کجا آغاز شد؟
مدرسه گلشن در روزگار آبادانی خود
مدرسه گلشن، امروز و پس از تخریب
مدرسهی
گلشن یک بنای اصیل دورهی تیموری است، اما چون نیشابور در طولحملهها و زلزلههای مختلف سابقهی تخریبی متعددی داشته، این
بنا بعد ازمدتی از بین میرود و بر
رد همان بنای تیموری در دورهی صفوی یک بناییتازه ساخته
می شود. سال گذشته کاشیکاریهایی آبیرنگی در زیر گچبریهایمدرسه پیدا شد که اصالت صفوی آن را تایید میکند. بهرحال در
عصر قاجار و عصر پهلوی مدرسهی گلشن به یکی از حوزههای علمیهیشاخص خراسان تبدیل شد و تا زمان حاضر مدرسهی گلشن فعالیت
خودش را ادامهداده است.
قانون
مجازات اسلامی مشخص کرده که تخریب هر بنایی که ثبت آثار ملی شدهباشد، مجازات حبس از یک تا دهسال را برای مرتکب و دستوردهندهگانش
دارد وهمچنین صریحا قید شده که هر فردی که
دستوردهنده در تخریب باشد، هر مقامیداشته باشد، مشمول این
قانون میشود.
متاسفانه
مسئولین امر موضوع را جدی نگرفتند و سعی کردند با لابیکردنقضیه حل شود.
مرحلهی دوم در تاریخ جمعه ۲۳ فروردین بود که کار تخریب تمامشد و حتا بخشهای اصلی از دو ایوان شمالی و جنوبی که اصالت
تیموری وصفویشان محرز و تایید شده است هم با
لودر با خاک یکسان شد.
بعد هم
آقایان برای این که کارشان را تکمیل کنند، در روز آمدند وخاکهایی که
جمع شده بود، یا پارهسنگها و پارهآجرهایی که در محل بود،بدون توجه
به کاشیکاریها یا گچبریهای تاریخی که در بنا بوده، جمعکردند و توی
کامیون ریختند و از آنجا خارج کردند.
آیا
این بنا در لیست میراث فرهنگی قرار داشته؟
این بنا در
دیماه ۱۳۸۱ خورشیدی ثبت آثار ملی کشور شد.
چرا
برخورد جدیتری با این مسئله از طرف میراث فرهنگی نشده؟ راستش این
که چرا برخورد جدی نشده، باید از مسئولان امر پرسید. اما حدسهمشهریهای
ما این است، بخاطر ملاحظهی مقام و موقعیت برخی افراد که ازامنای مدرسهی
گلشن بودند، ممانعت جدی از تخریب به عمل نیامد و سعی کردندبا تذکر
دادن موضوع را پیگیری کنند.
میتوانید
بگویید این افراد چه کسانی بودند؟ جناب آقای
عبدالجواد قرویان امام جمعهی شهرستان، جناب آقای الهی یکی ازروحانیون در آستان قدس رضوی، جناب آقای سیدآبادی رییس سازمان
تبلیغاتخراسان رضوی، جناب آقای غلامرضا شهری
امام جمعهی شهر فیروزه و نمایندهیولی فقیه در نیروی بسیج
سپاه نیشابور و از همه مهمتر جناب آقایسبحانینیا
نمایندهی مجلس و عضو هیات رییسهی مجلس.
یعنی
این دوستان همه با تخریب این اثر ملی موافق بودند؟ آنچه مسلم
است چهارشنبهی هفتهی گذشته جلسهای با حضور فرماندار،دادستان و
بعضی مقامات محلی و هیات امنا و نمایندهی میراث برگزار میشود. اما آنچه شنیده شده این است که چندان از این قضیه ناراحت نبودند، ولیهرچند تا بحال بهطور صریح و رسمی هیچ کدام از این آقایان
علنی نگفتهاندکه دستوری در تخریب اینجا
دادهاند.
اما نه تنها
از تخریب بنا رضایتشان را پنهان نکردند، بلکه روز جمعهیامام جمعهی
شهرمان آقای قرویان در خطبههای نماز جمعه مسایلی را مبنی براین که چرا
این تخریب صورت گرفته و این که بنا (خطرناک بوده) و ممکن بودهآسیبهایی را برای افرادی که آنجا بودند بوجود بیاورد، مطرح
میکند که بهنظر میرسد این اظهارات
یا از سر صداقت بوده، یا این که تصمیمات از قبلگرفته شده
بود که این بنا تخریب شود.
شواهد و قرائن،
مانند وجود لودر، آنهم بعد از اخطارهای مکرر میراثفرهنگی، که
حتا مامورین یگان حفاظت میراث که ضابط دادگستری هستند اقدامبه بازداشت
چند نفر از عوامل که در محل حضور داشتند کردند و در نهایت اینکه افراد برای تخریب بنا مقاومت نشان دادند، حکایت از عمدی بودن
این تخریبدارد.
در هرحال
اگر کسی به دنبال تسویه حساب با دیگری باشد، اگر مدیر درمیراث
فرهنگی نتوانسته است از مجموعهی تحت پوششاش حمایت کند و یا هردلیل دیگری که وجود داشته باشد، یکبار دیگر یک بنای ثبتشدهی
تاریخیکشور تخریب شد و کسی هم نتوانست جلوی
آن را بگیرد.
تاریخ یک
ملت آیندهی آن ملت است. شما نظرتان چیست؟
منبع: http://www.radiozamaneh.com
نوشته شده توسط سورنا آریا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 3:51 |
لينک ثابت |